انسانیت...؟؟!!
انسانيت...
ورايِ تعاريفي ست که انسانها
ارائه مي دهند...
انسانيت...
ورايِ تعاريفي ست که انسانها
ارائه مي دهند...
چند سوال مطرح مي کنم از شما دوستان عزيز مي خواهم به اين سوالات پاسخ بدهيد.
1- آيا انسانها شعار را مي سازند يا شعار انسانها را؟
2-آيا مي توان بدون شعار دادن زندگي کرد؟
3- چقدر به شعار هايي که مي دهيد اعتقاد داريد؟
4- از نظر شما کساني که شعار مي دهند و به گفته ي خودشان
به آنها اعتقاد دارند اهل عمل هستند؟
5- آيا تعريفي واضح و روشن براي شعار وجود دارد؟
من مردی هستم
از عصر حجر و
آتش را هنوز سجده می کنم
و تف می کنم به تمامی خدایان پلاستیکی
تو زنی هستی
در عصر ریاضی و
از این پستان تا آن پستانت
شرمی است
هزار میلی متر پر از دروغ
از این نگاه تا آن نگاهت
هزار رویای زنده بگور
تو دوست می داری و
دوست نداشته ای
می خندی و نخندیده ای
می گویی و نگفته ای
من مردی هستم از اعصار گذشته
من با ماده شیر ها و ماده گرگ های رو سپی می آمیزم
و لعنت می کنم به دله سگ های با وفا
من فلسفه را نشخوار و قی می کنم
تو عینک فلسفه می زنی
من با چشمه و کوه و دشت و درخت می آمیزم
تو با آن آلت پلاستیکی
تو در عصر مردان مقطوع النصل
هر شب
از آسانسور و موبایل و کامپیوترت
آبستن می شوی
و فردا رویایی سقط شده را
به زباله دان کوچه می افکنی
بگذار ساده بگویم
بگذار ساده بگویم
تو که بیایی
پاسبانها و دستبند ها و زنجیر ها متولد می شوند.
کاکه واحد :http://sirwe1.persianblog.ir/