سلام
این آخرین نامه ایه که برات نوشتم.:
تبلیغی در تلویزیون مال صاایران بود که می گفت: هر روز بهتر از دیروز.
حالا من می گویم هر روز بیشتر از دیرزو و هر روز و هر روز و روز به روز بیشتر دلم برایت تنگ می شود و نمی دانم با این احساس چه بکنم. آنقدر زیاد که توصیفش برام غیرممکن است.
پرنده ی من دلم برایت تنگ شده و حالا چندوقتی است که زندگی را ... آه زندگی را با تو معنا کرده ام. از تو نرم افزار ترجمه بالاتر ندیده ام.
آرام جانم همه ی وجودم پر شده است از تو. لحظه به لحظه ی زندگی ام را آهنگت پر کرده است.
خیلی چیزها سخت است و سخت تر می شود. و من آرزومند تو هستم. خوشحالم از اینکه بعد از سالها نور امید در زندگی ام پیدا شده که روزنه ای به سوی شادمانی است.
خوشحالم که آن کس تو هستی.
آه قوبه حس می کنم گمشده ای هستم که تو شده ای فانوس دریایی اش.. همچون کشتی بی بادبانم که تو مرا فانوسی خواهی بود که از تلاطم امواج من را به سمت خشکی و ساحل هدایت خواهد کرد.
آرزومند دیدارت خواهم بود فانوس دریایی ام